تبليغاتX
خاکستر عشقم
خاکستر عشقم
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 11:43 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 




| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 9:22 توسط فرهاد |
*~*~عشق ماندگار~*~*

                                                                              
          

  من که می دانم شبی عمرم به پايان می رسد

                                                       نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

            من که می دانم که تا سر گرم بزم و مستی ام

                                                                     مرگ ويرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

                                                          پس چرا عاشق نباشم

             من که می دانم به دنيا اعتباری نيست

                                                                      بين مرگ و آدمی قول و قراری نيست

              من که می دانم اجل نا خوانده و بيدادگر

                                                                      سر زده می آيد و راه فراری نيست

                                                پس چرا عاشق نباشم                                                      



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:24 توسط فرهاد |
*~*~و اما خانمها~*~*

خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري

اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي

اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه

اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!

شما بگين ما چيکار کنيم؟..  not worthyat wits' end - New!

 


| *| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 13:13 توسط فرهاد |
*~*~درد~*~*

 
 
درد
 
 
سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم.زخمی که به دشنه ای تیز،پدر برایم به یادگار گذاشته است
هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو ندارم
پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو،برابر هیچ کیکاووسی،گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده،خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان.زیرا درد است که مرد ، می زاید و زخم است که انسان
می آفریند
پدرم گفته است:قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست.پس زخمهایت را
گرامی دار
زخمهای کوچک را نوشدارویی اندک بس است،تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد؛و هیچ نوشدارویی،شگفت تر از عشق نیست. و نوشداروی عشق در دستان اوست
او که نامش خداوند است
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر
اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او نوشدارو دارد،دستهایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را دوست تر دارد،بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد
زخمی پر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد. من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم! من این پیچ و تاب و این رقص خونین را دوست دارم،زیرا به یاد می آورد که سنگ نیستم
.....چوب نیستم،خشت و خاک نیستم، که انسانم
پدرم وصیت کرده است و گفته است : از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد،دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی، خدایی نخواهی داشت
دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدر است .
 


| *| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 9:39 توسط فرهاد |
*~*~او عوض شده...~*~*

 

اسمم را گـفـتـم

 

مـرا نـشنـاخـت

 

عـینکـم را برداشـتم

 

بـاز هــم مـرا نـشنـاخـت !

 

حالا دیـگـرشک نـدارم

 

پوست صورتم را هم کـنار بزنـم

 

بـاز مـرا نخواهـد شنـاخـت ...

 

او دیـگـرعـوض شـده :

 

چـشـمهایش مال خودش نیستـنـد !

 

و پـاهـای زنـی گـنـاهـکـار

 

او را در خـیابـانـها می گـردانــد ...



| *| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 8:2 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 

همه توانم را جمع می کنم

و برای دیدنـت آماده می شوم

باید عجله کـنم

فرصت فکر کردن ندارم

با همین یک نگاه آخر

باید هرچه در دلم دارم بگویم ...

و سپس به آهستگی از تو دور شوم

به آهستگی ...                           

 



| *| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 7:58 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

بوی کهنگی آزارم می دهــد

همیشه ترس از افتـادن دوباره

هـمیـشه انــدوه پژمردگــی ...

 

کاش تا وقت باقی بــود

برای همه ی بغض هایم

آواز مــی خـوانــدم ...

 

افسوس ، وقـتی ماه کامل شـــود

تو را پشت خورشید گـم خواهم کرد

و من و ماه تنها خواهیم مـانـــد ...

 



| *| نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 1:16 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

مانده ام چگونه فراموشت کنم

اگر بخواهـم فراموشت کنم

باید تمام باران های پایـیـزی

شب های بـلـنـــد یـلـــدا

خلوت دوست داشتنی اتاقـم

دنیا ،زندگیم و خـودم را فراموش کنم !

تو با همه چیزم درآمیخته ای

خودت بگو : چگونه فراموشت کنم ؟!

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 13:3 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

میخانه ها را وا کنید ای باده خواران

پیمانه را احیا کنید ای  ميگساران

باده درساغرکنید توبه ی دیگر کنید

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید‌ ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

یادی از  آیین مستانی کنید

تا سحر پیمانه گردانی کنید

تا سحر معشوقه بازی های عرفانی  کنید

مست پنهانی کنید ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید  ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید ، آمد بهاران

عاشقان غوغا کنید بر دل شیدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن

پس چرا اندیشه فردا کنید

پیمانه را احیا کنید ای بیقراران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید  ، آمد بهاران

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید  ، آمد بهاران

 

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 12:53 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

اگر ناگزیر بودم که بگویم چرا دوستش داشتم

پاسخ را به گمانم تنها این می گفتم که زیرا او او بود و من من بودم....!!
.
.
.
 
يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم.................... گرچه در خود شكستيم،صدائي نكنيم................... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند................... طلب عشق ز هر بي سر و پائي نکنیم
.
.
.

 
ای عشق همه بهانه توست
من خامشم این ترانه از توست
کشتی مرا چه بیم دریا
توفان ز تو و کرانه از توست. ( ه.ا.سایه)
.
.
.
مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان  کردیم
.
.
.
.
پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است

 
.
.
.

 
زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
.
.
.
.
فرهاد...تنهاتراز تنهایترین تنهای دنیا
 

 

  

ترانه می بافم..............   

 
 
 
دوباره واژه به واژه ترانه می بافم
برای بودن با تو بهانه می بافم
و تارهای نگاه تو را که بی همتاست
به پود خاطره ای عاشقانه می بافم 
  
درون خانه ای از التماس دستانم
تمام شعر تو را عارفانه می بافم
به این امید که فردا دوباره می آیی
 دعای وصل تو را من شبانه می بافم 
  
دوباره قصه مرداب را نگو بانو...
تو فرصتی بده خود را روانه می بافم 
 شبیه رود بزرگی که در پی دریاست
 نگاه بحر تو را بی کرانه می بافم
  
درخت زندگیم ریشه کن شده اما
امید زندگی من: جوانه می بافم
اگر اراده کنی می رسم به آغوشت
و توی قلب تو من آشیانه می بافم

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 12:37 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 
 
 
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم  
 
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
 
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 12:27 توسط فرهاد |
*~*~هنگامه عاشقی~*~*

هنگامه عاشقی

 

 

 

سلام، در روزگاری که بهار، دامن دامن گل های عشق و زندگی را بر بسیط خاک، پهن کرده و هر نفس که فرو میدهیم مفرح ذات است و نشاط آور جان، باید که قدر بدانیم این ایام فرخنده را چرا که چرخ گردون هیچ عهدی نبسته که به آن وفادار بماند. هیچ معلوم نیست که این دم که فرو دهم برآرم یا نه؟ اما با بهار باید زندگی کرد و نگاه بهاری به آسمان و زمین و کوه و دریا نگریست. اولین آموخته ما از بهار، زیبائیست. زمین و زمان سبز و غزلخوان است.

یکی می گفت: شب  در حال رفتن است و دیگری می گفت صبح در راه هست هر دوی آنها درست می گفتند اما در جمله دوم بارقه هایی از امید و آرزو موج می زند که نشاط آور است. برای اینکه زندگی با طراوتی داشته باشیم باید بدنبال چیزهای تازه بود. حرفهای نو و بدیع را یاد بگیریم و در زندگی به کار ببندیم که یادگیری چیزهای تازه باعث خلاقیت است و وقتی خلاقیت تولید شد، نوآوری هم بوجود می آید و بهار زمان خلاقیت و نوآوری است زمان سرمستی و شوریدگی است.

بسیاری از ما اینگونه تصور می کنیم که ستاره شانس و اقبال ما در آسمانهاست و حتما بسیار شنیده اید که کسی از سر گله و شکایت بگوید: من در هفت آسمان یک ستاره هم ندارم.!

اینکه جای ستاره ها همیشه در آسمانهاست هیچ جای شکی نیست اما یادمان باشد ستاره شانس در آسمانها نیست. بلکه روی زمین و بدنبال انسانهای پرتلاش و با اراده است. بدنبال کسانی که قلبهایی سرشار از عاطفه و عشق دارند و چهره های نورانی شان هرگز بدون تبسم نیست. این جمله را شاید بارها و بارها شنیده باشید که: "من همین جوری هستم" یا "من همینم که هستم" و منظورش این است که شما باید منو همین جوری قبول کنین، بد و خوب با هم و یا بدتر از این ... یعنی من نمی توانم رفتارمو تغییر بدم و خلاصه کلام با زبان بی زبانی می گه: "باید منو تحمل کنی".

چرا باید تحمل کنیم، بهار فصل تغییر و دگرگونی هاست. فصل نقطه سرسطر و آغاز عاشقیست. وقتی می شود زندگی را با عشق این همه زیبا و دوست داشتنی کرد چرا با قهر، دعوا و ...

ما باید همیشه به دنبال شادی بگردیم چرا که غم ها چه بخواهیم چه نخواهیم خودشان به سراغ ما می آیند و مار را پیدا خواهند کرد. امروز را دریاب و سرخوش و رندانه به کار دل بپرداز.

زندگی، شوق رسیدن به همان فردائیست که نخواهد آمد.

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست.

زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند. فردا طلوع خواهد کرد، حتی اگر ما نباشیم.

فرزانه ای می گفت: اکتشاف عبارت است از مشاهده چیزی که همه اونو دیده اند و بی اعتنا از کنارش عبور کرده اند.

اما مکتشف کسی است که اونو دیده و به او فکر کرده است. با این نگاه گفتگوی خار و گل را بخوانید.

 

غنچه از خواب پرید                             و گلی تازه بدنیا آمد
خار خندید و به گل گفت سلام             و جوابی نشنید
                              خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت                          گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک                 گل سراسیمه زوحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید                و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید                             خار با شبنمی از خواب پرید
                              گل صمیمانه به او گفت سلام
 
 
                


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 12:16 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

http://i6.tinypic.com/1z22ihj.jpg

اگه مطالب زير و بخونين به من و سهند حق مي دين كه از هر چي جنس ماده تو دنيا هست بترسيم. من و سهند دل كه خوبه ......... جيگرش رو هم نداريم بخواهيم ...... آره كار دست خودمون بديم، چه دائم، چه موقت، چه زودگذر. حالا بخونينش تا به من و سهند مشاوره بدين تو اين دنياي خاكي چه خاكي تو سرمون بريزيم.

خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري

اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي

اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه

اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!

شما بگين ما چيكار كنيم؟..

The image “http://i2.tinypic.com/vfcisg.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

.



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 11:11 توسط فرهاد |
*~*~بهاری باشید~*~*

 
دوباره بهار میاد و باز همون حرف همیشه
 اگه دلخوشی نباشه هیج کجا بهار نمیشه
 
روزای آخر اسفند همه جا صحبت عیده
خوش به حال اون دلی که پیش گلها رو سپیده
 
سرزمین مون اگر چه پر آدامای تنهاست
 اما خونه قشنگ بهترین دلای دنیاست
  
 
خداوندا،
ظاهر که به دست ماست شستیم ،تمام 
باطن که به دست توست ، آن را تو بشوی
 
  
دعا کنیم نزدیک تحویل سال
هیچ آرزویی نشه هیچ وقت محال
وقتی می خوای بشینی پای هفن سین
بخواه که هیچ دلی نباشه غمگین
 
 
 
واسه عید نوروز دو تا ستاره تقدیمت می کنم:
یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه، یه ستاره پر امید واسه هر کس که تو رو دید
 
 
یک دسته گل سپید تقدیم تو باد
رقصیدن برگ بید تقدیم تو با
تنها دل ساده ایست سرمایه ی من
آن هم شب پاک عید تقدیم تو باد
 
 
 
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
 
 
 
نرم نرمک می رسد اینک بهار،
 خوش بحال روزگار،
 خوش بحال چشمه ها و دشت ها،
 خوش بحال دانه ها و سبزه ها،
 خوش بحال غنچه های نیمه باز
 
 


| *| نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 8:53 توسط فرهاد |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 10:58 توسط فرهاد |
*~*~ترانه دلکش~*~*

كجا سفر رفتي؟ كه بي خبر رفتي؟


اشكم را چرا نديدي؟ ازمن دل چرا بريدي؟



پا از من چرا كشيدي؟ كه پيش چشمم ره دگر رفتي



بيا به بالينم كه جان مسكينم. تاب غم دگر ندار.



جز بي تو نظر ندارد.جان بي تو ثمر ندارد



مگر چه كردم كه بي خبر رفتي.



چه قصه ها تو از وفا گفتي با من



.تو بي محبتي بگو جانا يا من.



تو چنان شرر به خدا خبر زخدا نداري



.رود اتش از از سر ان سرا كه تو پا گذاري.




با غمت در اميزم از بلا نپرهيزم.



بيش از ان برم بنشين كز ميانه بر خيزم.



رو به تو كردم به خدا خو به تو كردم كه هم اغوش تو باشم.



دل به تو بستم به اميدت بنشستم كه قدح نوش تو باشم



.چه شود اگر نفس سحر خبري زتو ارد.



به كس دگر نكنم نظر كه دلم نگذارد



.رفتي وصبر وقرار مرا بردي.



طاقت اين دل زار مرا مرا بردي

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا


| *| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 10:12 توسط فرهاد |
*~*~برای تو~*~*

www.hamtaraneh.com
 
 
تو اومدی دوباره ؟ ســــــلام !
از دیدنت نه از اومدنت خوشحالم خیلی وقت بود که دیگه سایه ات نگام رو آغشته
از عطر حضورت نمی کرد خوش اومدی ای مسافر !
باید بگم چه دیر اومدی یا چه زود دیر می شه....
چه زود خورشید کوله بارش رو بست و رفت چه زود آسمون تار شب خندید و ماه
رو پشت دستاش قایم کرد
پنجره رو نگاه کن بهش قول دادم که زود زود وقتی اومدی دوباره رو به نگاه تو بازش
کنم ولی هنوزم جای دستام روی شیشه اشک میریزه روی پنجره ای که هرگز باز نشد
قالی کنار اتاق رو ببین به شمار روزهای نبودنت هر روز یک گره بافتم میبینی به آخر
 رسیده تموم شد به خاموشی شکفت
تو اون شبهای بی ستاره که اشکام پیش نبودنت کم می آورد دلم می خواست برای
همیشه چشمام رو ببندم تا هیچی نتونه تو رو از آینه ی نگام بگیره تا آسمون نتونه
دوری تو رو فریاد بزنه تا پنجره نبودنت رو با درهای بسته اش رو قلبم زخم بزنه....
دلم می خواست دوباره سایه ات گرمی بخش نبض خیس خستگی هام باشه
شمع خاموش شد پروانه کنار شمع آرام نفس برید
تو هنوز اینجایی ؟ صدام رو می شنوی هم سفر  کوچه بن بست است خورشید طلوع
کرد حس میکنم گرمی دستاش رو نبض دریا تپیدن رو از سر گرفته
ای آشنا عمر هر آدمی به اندازه ی آرزوهایش است
سالهای نبودنت را برای بودنت آرزو میکنم
خداحافظ همین حالا....ای هم سفر !
 
خط آخر :
اي مسافر! اي جدا ناشدني! گامت را آرامتر بردار! از برم آرامتر بگذر...! تا به کام دل ببينمت... بگذار
 
 
 از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم! آه که نميداني... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند


| *| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 8:53 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

ßæ�æáæ¡ ÈÒÑ�ÊÑíä ÓÇíÊ ÚÇÔÞÇäå æ ÊÝÑíÍí ÇíÑÇä


| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 12:14 توسط فرهاد |
*~*~سال نو بر همه مبارک..........~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 12:5 توسط فرهاد |
*~*~8 رفتار مردانه مورد پسند خانمها~*~*

 

 

 

خيلي سخت است كه بتوان بر طبق خصوصيات اخلاقي كه جنس مخالف آنها را ميپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگاميكه زمان قرارهاي ملاقات فرا مي رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان مي رسند، اما در مقابل آقايون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجيح مي دهند. نكته مهمي كه آقايون نبايد هيچ گاه از نظر خود دور كنند اين است كه خانم ها هميشه آنطور كه وانمود مي كنند، نيستند و هيچ گاه حقيقت چيزهايي را كه دوست دارند در همسر خود ببينند را به زبان نمي آورند. شايد برخي از خانم ها نسبت به بعضي از خصوصيات اخلاقي همسرشان دل خوشي نداشته باشند و هميشه از او ايراد بگيرند و به او غر بزنند؛ اما بد نيست كه در اين قسمت از برخي خصوصياتي كه مي تواند يك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد، اما واقعيت اين است كه او در باطن خود، از زور خوشحالي در حال انفجار ميباشد. تعجب آور است؟!

اين مقاله را بخوانيد تا ببينيد كداميك از رفتارهاي “مردانه” تان حس علاقه همسرتان را بر مي انگيزد و براي تغيير آنها مجددا فكر كنيد.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيك پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد. او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يك خانم با يك آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيك تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زمانيكه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباسهاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظر داشته باشيد كه در بقيه ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد - هر چند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند- هميشه لازم نيست شيك ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد، فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگاميكه با دوستانتان هستيد بزنيد.

2- نه گفتن

شما بايد تصميماتي كه به ذهنتان را مي رسد را انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود. آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود. خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد. اگر تمام زندگي يك مرد را تنها “همسرش” تشكيل دهد، آنگاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند. حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد. بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يك خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد.

3داشتن شهوت جنسي شديد

كاملاً روشن است كه اگر يك رابطه، تنها به برقراري روابط جنسي محدود شود، طرف مقابل احساس مي كند كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرد؛ اما از سوي ديگر بايد اين امر را نيز در نظر گرفت كه يك خانم زمانيكه مي بيند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست ميدهد و ابزار علاقه مي كند انگار دنيا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از يك روز سخت كاري و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه مي بينيد هيچ چيز جز معاشقه نمي تواند او را خوشحال كند؛ اين امر سبب مي شود كه او خودش را در راس تمام شادي هاي جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشي دارد و در سمت مهمي قرار دارد، بهتر است شما شروع كننده ارتباط جنسي باشيد. اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند. بايد توجه داشت باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يك پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند. يك مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يك مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

5 حسود بودن

حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود. هر چند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خود را كنترل نمايند، اما مقدار كمي حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي كه با اوصحبت مي كنند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان ندهيد، او تصور مي كند كه به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال كسي مي رود كه اين خلا را برايش پر كند. اگر او در مورد يك همكار مذكر خيلي صميمي و يا مربي اش بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست. توجه: زمانيكه نوبت به حسادت مي رسد، مقدار كمي از آن مي تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جويي كنيد. از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد: او مي تواند عاشق مردي شود كه نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت كند.

6آسيب پذيري گاه به گاه

هر انساني دوست دارد كه احساس كند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي كه كمتر اتفاق مي افتد يك خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نيست كه به او اجازه دهيد اين كار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات كند. براي مثال بد نيست كه به او اجازه دهيد تا به شما گوشزذ كند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اينكه هميشه يادتان مي رود رخت ها را به خشك شويي ببريد، و براي بستن كروات خود به كمك او احتياج داريد. شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند و بيش از پيش جذب شما شود. البته اين امر بدان معنا نيست كه سعي كنيد از او براي خود يك مادر بسازيد - هر چند او از اين كار بدش نمي آيد - اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانيكه نياز به كمك داشتيد و احساس مي كرديد كه او مي تواند به شما كمك كند، از او درخواست همكاري كنيد. با اين كار بدون شك به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور مي كنند كه براي كشاندن خانم ها به سمت خود بايد از خودشان يك قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد. مقداري نيازمندي و كمك خواستن سبب مي شود كه شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه كنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمك كنند.

7پنهان كردن احساسات

شايد او هميشه اعتراض مي كند كه چرا نبايد بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعي هستيد. شايد دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد هميشه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت كنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز كنيد تا بتواند به عميق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا كند. شما مي دانيد كه خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي كنند. به همين دليل اگر بخواهيد تمام احساست خود را در مقابل او بازگو كنيد، خيلي راحت مي تواند به شما نمره دهد. در برخي مواقع اگر كمي از او دوري كنيد و خود را كمي اسرار آميز جلوه دهيد، او علاقه بيشتري به شما پيدا خواهد كرد. نكته جالب اينجاست كه خودش به شخصه براي پيدا كردن حقيقت تلاش مي كند. خانم ها لذت مي برند تا بدون اينكه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آنقدرها هم كه شما تصور مي كنيد از اين كار متنفر نباشد.

8سرتاپاي او را وارسي كنيد

خانم ها به اندازه آقايون دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين كنند، و زمانيكه كاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند. اگر يك خانم با حالت جذابي صحبت ميكند دلش مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد. البته اين امر به شرايط و كسانيكه به او توجه مي كنند هم بستگي دارد. اما زمانيكه نوبت به مردي مي رسد كه خانم دوستش مي دارد، با كمال ميل به او اجازه مي دهد كه كليه متعلقاتش را چك كند. خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي برند. اگر به او توجه كنيد او واقعا خوشحال مي شود و اين خوشحالي شما را به هر كجا كه بخواهيد خواهد رساند.

هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نكنيد

هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني كه غر زدن هايشان را شروع مي كنند كاملاً جدي هستند، (به ويژه زمانيكه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد) اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد كه اگر بخواهيد هميشه با او موفقت كنيد و مطابق خواسته هايش رفتار كنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد. اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي شوند: آنهايي كه خود واقعي شما را نمايان مي سازند و آن دسته اي كه شما را به او نشان مي دهند. از آنجايي كه ما كاملاً واقف هستيم كه خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانمها به آقايون مي شود، اين احتمال وجود دارد كه برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد. بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه كنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي دارد.



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 11:45 توسط فرهاد |
*~*~هفت سین~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 9:41 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

http://i23.tinypic.com/2lk49hh.jpg


| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:42 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

http://i23.tinypic.com/34dgyuc.jpg


| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:41 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

http://i21.tinypic.com/mcys7b.jpg


| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:40 توسط فرهاد |
*~*~مرغ عشق~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:39 توسط فرهاد |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:31 توسط فرهاد |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:30 توسط فرهاد |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:29 توسط فرهاد |
*~*~بسوزه پدر عاشقی~*~*



| *| نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 8:27 توسط فرهاد |
*~*~نکته:~*~*

 
1.   دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.
2.   دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.
3.   خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.
4.   غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.
5.   گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.
6.   حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.
7.   زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.
8.   چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.
9.   مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.
10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.
11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.
12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.
13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.
14.  دوست جديد دنياي جديد است.
15.  همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.
16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.
17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.
18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.
19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.
20.  غرور انهدام است مغرور نباش.
21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.
22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.
23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.
24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.
25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.
26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند

 

 
 


| *| نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 11:6 توسط فرهاد |